تایید «رحم استیجاری» بودن دولت؛ از نشست خبری تا سفر یزد

روحانی باید به جای برجامیزه کردن همه امور مملکت، توسل به فتنه، بازی در تئوری رحم استیجاری و حمله به منتقدان، فکری برای وعده های معیشتی خود کند.

 «بهزاد مهرکش» در هفته‌نامه «9دی»نوشت:

درست یک روز قبل از سفر کاملا اتفاقی(!) روحانی به یزد، نشست خبری رئیس جمهور، خنثی و تنها با سوال یک منتقد جدی برگزار می شود. خبرنگار روزنامه اصلاح طلب شرق سوال تکراری سال گذشته خبرگزاری اصلاح طلب ایلنا را مطرح می کند. پاسخ رئیس جمهور، قندی در دل جریان فتنه آب می‌کند که با استناد به ادعای روحانی می‌توانیم عکس آقای عبا شکلاتی را چاپ کنیم و برای او هورا بکشیم؛ «حضرت آقای» فتنه بر زبان رئیس دولت امنیتی ها جاری می شود؛ این نشست خنثی - که تنها سوال یک منتقد در آن مطرح می شود (که همان هم گریبان گیر دولت شده است) - پایان می یابد. روحانی به یزد سفر می کند و در سخنرانی خود از جایگاه "ملی" ریاست جمهوری، برای تطهیر یک عنصر فتنه استفاده می کند. عده ای هم او را تشویق می کنند و یحتمل رئیس جمهور هم از تشویق آنها خوشحال می‌شود. خوشحالی ای که از نظر آنان که مشاوره هایی از جنس پوست خربزه به او می دهند شاید بتواند اندکی بر ریزش محبوبیت او در افکار عمومی تاثیر بگذارد. غافل از اینکه همه گزینه هایی چون نشست خبری خنثی، سوال تکراری، حضرت فتنه، استفاده از دانش آموزان، همراهی عارف و تطهیر فتنه از تریبون ملی نتوانست استقبال سالهای گذشته مردم یزد از جمله استقبال سال 87 از رئیس جمهور وقت را تکرار کند. نهایتاً هم با کنایه اژه ای به روحانی، بند مصوبه مرتبط با ممنوع التصویری یادآوری می شود تا هم آب سردی بر پیکره فتنه باشد و هم تایید دیگری بر سناریوی شکست خورده نشست خبری که برای جبران کاهش محبوبیت طراحی شده بود. عسکهای همراهی مردم با خودروی رئیس جمهور در خیابان‌های یزد نیز حاکی از آن است که سناریوی نشست خبری تا هنگام ورود به یزد نتوانسته است در افکار عمومی، موثر واقع شده و مردم را نسبت به آنچه از معیشت خود در دوسال و نیم گذشته لمس کرده‌اند غافل کند. آقای روحانی این روزها بهتر از گذشته پی برده است که پایگاه اجتماعی مستقلی ندارد. از همین رو برای جبران این معضل باید دست به هرکاری بزند. این روزها «افت رأی» برای روحانی به مساله ای مانند «هسته ای» تبدیل شده است. ظاهرا همانطور که برای برجامی شدن از هیچ اقدامی فروگذار نشد، برای جبران کسری رأی نیز می توان از همه خطوط قرمز عبور کرد. توسل به فتنه و تطهیر آن در شهری که به دارالمومنین شهره است آنهم برای جلب توجه یک پایگاه محدود اجتماعی، بازی دو سرباختی بود که روحانی علنی تر از گذشته آن را کلید زد.
بعد از شنیدن سخنرانی روحانی و تلاشی که او برای ترغیب توده مردم به سمت دولت یازدهم با خیال خام توسل به آقای ممنوع التصویر، از خود نشان می داد؛ بی درنگ جمله ابراهیم اصغرزاده و تعبیر او از دولت روحانی در ذهنم تداعی شد. اصلاح طلبان، دولت روحانی را رحم استیجاری می دانند و این را صراحتا بیان کرده اند. ابراهیم اصغرزاده اسفندماه سال 92 یعنی دقیقا دوسال پیش در مصاحبه با روزنامه قانون در مورد نوع مواجهه اصلاح طلبان با دولت می‌گوید: «چند وقت پیش به دوستانی به شوخی گفتم این رحم اجاره‌ای برای پرورش یک نطفه است.»
آقای روحانی اما با سخنرانی خود در یزد خواسته یا ناخواسته این ادعای توهین آمیز اصلاح طلبان را تایید کرد. سخنرانی روحانی مفهومی جز این نداشت که من می‌دانم رئیس دولتِ دورانِ گذار هستم؛ می دانم پایگاه مستقل اجتماعی ندارم و در زمین اختلاف رقیب مقابل و با دوپینگ منتهی الیه راست سنتی با منتهی الیه چپ و با تنها هفت دهم درصد توانستم رئیس جمهور شوم. روحانی در یزد به همه این گزینه ها فارغ از اینکه درست باشند یا غلط، اعتراف کرد.
هرچند حسن روحانی آبروی خود را خرج یک پایگاه محدود اجتماعی کرد اما خروجی کار با همه برنامه ریزی ها شاهد استقبال ویژه یا رکورد شکنی در یزد نبود. او مدعی است معضل 12 ساله کشور را حل کرده؛ اشتغال ایجاد کرده؛ می گوید مردم برجام را لمس می کنند؛ همه بدبختی ها را هم از آن دولت قبل می داند اما مسیر همراهی مردم در خیابان های یزد، ظاهرا روایت دیگری از ادعاهای رئیس دولت و وزرای میلیاردی کابینه داشت.
از سوی دیگر تعطیلی حوزه علمیه یزد در اعتراض به رئیس جمهور روحانیمان! و تجمع طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف مردم، از جمله واکنش هایی است که طی روزهای گذشته نسبت به قبح شکنی رئیس جمهور در تطهیر عنصر فتنه شروع شده و قطعا ادامه دار خواهد بود. افول محبویت رئیس جمهوری که در اولین دوره و در اواسط نیمه دوم عمر دولتش قرار دارد مساله ای است که می توان ساعت ها راجع به آن بحث علمی کرد. اما اگر به میان مردم کفِ خیابان بیاییم و فارغ از همه اصول علمی هم بخواهیم بحث کنیم تمام این ساعت ها بحث را در یک عبارت می توان خلاصه کرد؛ حسن روحانی با بحران کاهش روزانه محبوبیت مواجه است. همانطور که در ابتدا اشاره شد دو سال و نیم بدون اینکه حتی یک روز، سیاه نمایی علیه دولت قبل فراموش شود، اتمام برجام به عنوان رگ حیات دولت، ملاقات های پی در پی با یانکی ها و انداختن مشکلات بشر از صدر خلقت آدم تا حتی سالهای بعد! به دولت گذشته نیز نتوانسته حتی کمترین التیامی بر این بحران یعنی «کاهش روزانه محبوبیت روحانی» داشته باشد.
این مسأله در انتخابات هفتم اسفندماه نیز عینیت پیدا کرد. اگرچه این انتخابات در کنار همه دلایل موجود به دلیل محوریِ استراتژی غلط برخی دوستان اصولگرا در ترکیب لیست و عدم توان هماهنگ کردن حتی بدنه حزب الله با خودشان، مطلوب تر از آن چیزی شد که دولت فکر می کرد، اما بازهم در مجموع، حاکی از یک اتفاق بی سابقه و تاییدکننده گزاره کاهش محبوبیت روحانی است.
مجلس دهم بر خلاف روال همه مجالس تشکیل شده در اولین دوره روی کارآمدن یک دولت، با دولت وقت همسو نشده است. این گزاره، هیچ مفهومی جز همان محور اصلی این نوشتار یعنی «بحران محبوبیت روحانی» ندارد. نکته قابل توجه در این مساله، سقوط رأی روحانی در فرمول «مرکز – پیرامون» است. به این مفهوم که در عمده بررسی ها هرچه از مرکز پایتخت به اطراف می‌رویم شاهد کاهش آرای حسن روحانی هستیم. در حقیقت ما شاهد شکل گیری جنبش محرومان در کشور هستیم. آقای روحانی به حسب سابقه امنیتی طولانی مدت خود به خوبی این گزاره ها را درک می کند. حالا هرچقدر در نشست خبری خود کنایه بزند که من از مردم تهران تشکر ویژه می کنم که کار را در دور اول یکسره کردند اما خودش به خوبی از اوضاع شهرستان ها مطلع است. این مساله البته نافی امکان وقوع برخی چرخش های سیاسی که ناگهان از فضای انقلابی گری چرخش لیبرالی پیدا می کنند، نیست. اما با توجه به اینکه چهره های شهرستانی عمدتا با بِرند انتقاد از دولت از مردم کسب رای کرده اند اصل موضوع یعنی «رأی مردم معادل نه به سیاست های دولت» به قوت خود باقی است؛ چرا که مردم هر چهارسال و تنها یکبار حق رای به نمایندگان دارند و طبیعتا نمی توانند در بازه چهارسال نمایندگی، اقدامی در قبال برخی چرخش های سیاسی داشته باشند. در نهایت آنچه که قطعی به نظر می رسد این است که حنایِ فرمول هایی چون «سیاه نمایی دوران قبل» و وعده هایی چون «رونق اقتصادی در سال آینده» دیگر رنگ خود را از دست داده است.
ماه عسل برجام رو به اتمام است. اگرچه در بخشی از افکار عمومی مدتهاست تمام شده است. روحانی باید به جای برجامیزه کردن همه امور مملکت، توسل به فتنه، بازی در تئوری رحم استیجاری و حمله به منتقدان، فکری برای وعده های معیشتی خود کند. یعنی همان وعده هایی که با توسل به آن و تشکیل دوگانه «عزت-معیشت» و دو قطبی «چرخ سانتریفیوژ- چرخ کارخانه» از مردم رأی گرفت و رئیس دولتِ هفت دهم درصدی شد. مردم منتظر تحول در معیشت بودند اما این روزها داشته هایشان هم یک روز در میان تهدید می شود. یک روز با یارانه و روز دیگر با مسکن مهر؛ وام ازدواج و اشتغال و رکود کارخانه ها هم که قصه مفصل خود را دارد. آقای روحانی باید برای مردم کاری بکند در غیر اینصورت بعید نیست نام او به عنوان اولین رئیس جمهور 4 ساله انقلاب در تاریخ ثبت شود.

پایان خبر

این خبر را به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to Twitter
  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

0

آخرین اخبار

تبلیغات

kosar